فساد و تعارض منافع ، منفعت&zwnjطلبی در نظام اداری دلیل بروز فساد

به گزارش وبلاگ دوستی و مهربانی، در ادبیات علم اقتصاد، مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد.

فساد و تعارض منافع ، منفعت&zwnjطلبی در نظام اداری دلیل بروز فساد

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

*گوشه و کنار نشریات، پریسا زارع: در ادبیات علم اقتصاد، فساد همواره به عنوان یکی از موانع دست یابی به رشد مالی و توسعه پایدار در یک نظام مالی معرفی شده است. مسئله اصلی پیرامون مسئله فساد این است که ریشه اصلی بروز آن چیست و آیا می توان آن ریشه را شناسایی و به صورت نظام مند با آن مقابله کرد

آنالیز انواع مختلف فساد های کشف شده بیانگر وجود نقطه اشتراکی میان تمامی این فساد ها است که این وجه اشتراک تعارض منافع نام دارد و بعید است که بتوان مصداقی از فساد را یافت که تعارض منافع پیش زمینه و یا مقدمه آن نبوده باشد. هر چند که در جامعه ما کمتر، عنوان تعارض منافع بر سر زبان ها بوده و چندی است که این مسئله بیش از پیش مورد توجه نهاده شده است، اما این موضوع در تاروپود زندگی مردم حضور دارد. پرسشی که در اینجا مطرح می گردد این است که ارتباط میان فساد و تعارض منافع چگونه است؟ به منظور پاسخ دادن به این پرسش ابتدا مروری بر تعاریف این دو مفهوم از منظر علم اقتصاد ضروری به نظر می رسد.

فساد از ریشه فسد و به معنای جلوگیری از انجام اعمال درست و سالم، در زبان انگلیسی معادل corruption از ریشه لاتین rumpere و به معنی شکستن یا نقض است. به عبارت دیگر، منظور از شکستن یا نقض کردن این است که چیزی شکسته می گردد که این چیز می تواند قوانین و مقررات اخلاقی یا اجتماعی یا به احتمال قوی تر قواعد و مقررات اداری باشد.

اولین، مشهورترین و پراستنادترین تعریف فساد توسط شیلفر و همکارش، ویشنی در سال 1993 میلادی در مقاله ای تحت عنوان فساد ارائه شد که آن ها در این مقاله فساد را ﺳﻮء ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺼﻮﺻﻰ معرفی کردند که بعد ها همین تعریف مبنای تعریفی نهاده شد که بانک جهانی در سال 1997 میلادی از فساد ارائه کرد. براساس این تعریف چنانچه در نظامی مقامات و صاحب سِمتان دولتی بتوانند بخش های قابل توجه یا جزئی از منافع، دارایی ها و یا امکانات عمومی را به خود یا نزدیکان خود اختصاص دهند و یا از اشخاص ثالث که مایل به همکاری با دولت هستند، در مقابل اعطای قرارداد های خاص که بعضاً انحصاری و سودآور نیز هستند و یا استفاده از ترتیبات دیگر برای ایجاد ارتباط بین دولت این صاحبان منافع ثالث، مبالغ عظیمی را اخاذی نموده و یا رشوه بگیرند، فساد اتفاق افتاده است.

طبق تعریف بانک جهانی فساد عبارت است از سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی در جهت منافع خصوصی. سازمان شفافیت بین الملل نیز تعریفی را برای فساد ارائه نموده است که بر طبق آن، فساد سوءاستفاده از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی، تحت تأثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی، تعریف شده است.

در فرهنگ های لغت مختلف تعاریف متعددی برای تعارض منافع بیان شده است. در فرهنگ وبستر تعارض منافع تعارض بین منافع خصوصی و مسئولیت های رسمی شخص، در فرهنگ کالینز تعارض منافع، تعارض بین تعهد شخص به منافع عمومی و منافع شخصی و در فرهنگ کمبریج تعارض منافع وضعیتی معنا شده است که در آن فرد نمی تواند تصمیم عادلانه ای اتخاذ کند، زیرا فرد تحت تأثیر نتیجه حاصل از این تصمیم قرار خواهد گرفت.

نهاد های مختلف بین المللی نیز تعاریف مختلف و البته مشابهی را برای تعارض منافع مطرح نموده اند، که در ادامه به بعضی از این تعاریف اشاره خواهیم کرد. سازمان توسعه و همکاری های مالی (OECD)، تعارض منافع را به عنوان تعارضی میان وظایف دولتی و منافع خصوصی مأمورین دولتی تعریف می نماید، به طوری که این منافع می تواند به صورت ناصحیحی وظایف آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

سازمان شفافیت بین الملل (TI) تعارض منافع را شرایطی می داند که در آن افراد یا نهاد ها (که می تواند دولت، رسانه، کسب وکار یا سازمان مدنی باشد) با انتخاب بین وظایف خود و منافع شخصی شان روبرو گردند که بر این اساس تعارض منافع بیانگر آن است که فرد یا سازمان در موقعیتی نهاده شده است که می تواند از شغل حرفه ای یا سِمت حاکمیتی در جهت منافع خود یا شرکت سوء استفاده نماید.

آنالیز ریزبینانه تعاریف دو مفهوم فساد و تعارض منافع روشن می نماید که چرا مفهوم تعارض منافع و فساد به شدت به هم پیوسته هستند و همچنین، بیانگر این است که وقتی فردی بتواند از صندلی خود برای منافع شخصی استفاده نماید، تعارض منافع به وجود می آید در حالی که فساد زمانی اتفاق می افتد که کارکنان از موقعیت خود سوءاستفاده نموده باشند. بنابراین وجود تعارض منافع همواره به فساد منجر نمی گردد، لکن وقوع هر فسادی در بستر یک موقعیت تعارض منافع رخ می دهد و به بیانی دیگر، تعارض منافع به معنای وجود ظرفیت بالقوه بروز فساد بوده که چنانچه این ظرفیت بالفعل گردد، فساد اتفاق افتاده است.

به این ترتیب، با توجه به ارتباط میان دو مفهوم تعارض منافع و فساد، چنانچه بدنه حاکمیت تصمیم مجدانه و قاطعانه بر مبارزه با فساد و پیشگیری از آن را دارد باید به پیشگیری از بروز موقعیت های تعارض منافع به عنوان یک ابزار کاربردی و عملیاتی توجه داشته باشد و موقعیت های تعارض منافع را به خوبی شناسایی نموده و با استفاده از قواعد مناسب، اجرای صحیح این قواعد و نظارت قاطع یا موقعیت های تعارض منافع را از بین ببرد و یا اینکه این موقعیت ها به حداقل برساند تا از این طریق بتواند از وقوع پدیده شوم فساد جلوگیری کنند.

نشریه قدم، دانشگاه تهران، شماره هشتم

منبع: خبرگزاری دانشجو

به "فساد و تعارض منافع ، منفعت&zwnjطلبی در نظام اداری دلیل بروز فساد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "فساد و تعارض منافع ، منفعت&zwnjطلبی در نظام اداری دلیل بروز فساد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید